lördag 23 juni 2012

مضرات روزه گرفتن از نظر علمي و پزشكي


هموطنان گرامی از شما خواهش می کنم با کپی پیست کردن این مطلب در وبلاگ خود و یا ارسال آن با ای میل به سایر هموطنان آنان را از خطر بیماری یا حتی مرگ برهانید
. همچنین از هموطنانی که در رادیو یا تلویونها برنامه دارند خواهشمندم دقایقی را به این مهم اختصاص دهند و در صورت امکان با یک متخصص نیز گفتگو کنند.


بر خلاف آنچه آخوندها و پزشک نماهای فرصت طلب می گویند روزه نه تنها برای بدن مفید نیست بلکه بسیار مضر است و گاه منجر به مرگ می شود.

زیانهای روزه:

1-    مرگ سلولهای مغز در اثر کمبود گلوکز در بدن

2-    به هم خوردن سیستم کنتزل هوشمند بدن، سیستم هومونی عصبی، به دلیل پرخوری و گرسنگی مداوم در طول یک ماه

3-    زخم معده و زخم روده دوازدهه

4-    ابتلا به بیماری دیابت برای کسانی که لوزالمعده حساس دارند

5-    سنگ کیسه صفرا که یکی از وحشتناکترین دردهای جهان است

6-    پانکرانیت حاد که منجر به مرگ می شود

7-    از کار افتادن و یا نارسایی کلیه ها برای کسانی که کلیه های آنها در شرایط مرزی کار می کند.

 

نوشته‌شده در اوت 24, 2009 توسط بهروز

1-    مرگ سلولهای مغز در اثر کمبود گلوکز در بدن

:
زمانی که بدنی گرسنه میماند، شروع به استفاده از چربیها میپردازد و چربیهای ذخیره شده را به نوعی کتون (cetone) تبدیل میکند. ( بوی بدی که از دهان روزه دار میآید، از همین کتون است)
بیشتر سلولهای بدن این کتون را بعنوان ماده مغذی بکار میبرند.
بغیر از مغز! 
مغز فقط از گلوکز برای تهیه انرژی جهت فعالیتهای خود بهره میبرد. با توجه به اینکه گلوکز در بدن وجود ندارد مغز ماده مغذی ندارد که کمبود ماده مصرفی مغز باعث مرگ سلولهای مغزی به خصوص در مغز دختربچه ها می گردد.
گاهی اسلامگراها در باره تعداد سلولهایی سخن میگویند که در اثر استفاده از الکل از بین میرود.

2-   به هم خوردن سیستم کنتزل هوشمند بدن، سیستم هومونی عصبی، به دلیل پرخوری و گرسنگی مداوم در طول یک ماه


دستگاه گوارش انسان دارای هورمونهای بخصوصی است که بشکل سیستم پیچیده و بسیار دقیقی دستورات لازمه را برای کل بدن صادر میکند.
وقتی بدنی گرسنه میماند، بدن خود را به حالت شبیه کشوری (البته با مدیریت خردمندانه) در معرض قحطی میبیند. به همه سلولهای بدن دستور میرسد که کمتر مصرف کنند، میزان انتقال مواد مغذی به سلولها هم کاهش مییابد.
یعنی متابولیسم بدن کند میگردد.
حالا تصور کنید که معده فردی با خوردن سحری تا خرخره پر شود. هورمونهای بدن دستور مصرف بیشتر می دهند و متابولیسم بدن تند می گردد.
بعد این بدن 16 ساعت گرسنگی بکشد، هورمونها دستور کاهش مصرف می دهند  و سپس سر افطار تا خرخره پر شود. هورمونهای بدن دوباره  دستور مصرف بیشتر می دهند و متابولیسم بدن تند می گردد.
رسماً هورمونها به حالتی مانند دیوانگی خواهند رسید.
نهایتاً در آخر چند روز متابولیسم بدن فلج میشود.
در طب بهترین نوع غذا خوردن اینست که “بمقدار کم” و به “فواصل کم” خورده شود.
هر کس خلاف این مسئله را بگوید یا از متابولیسم بدن زنده خبر ندارد یا انگیزه های دیگری دارد.
تصفیه خون و پاکسازی بدن در اثر روزه و… حرف های نادرستی ست که پایه ی علمی ندارد و یا از جانب پزشکان بی مسئولیتی گفته میشود که مصلحت و سودجویی خود  را به حقیقت می فروشند.
نگاهی بیندازید به روزه داران:
موجود باد کرده و پف آلود
تنی چون پنبه، بی شکل
و ضعیف!

زخم معده و زخم دوازدهه (اثنی العشر):
یکی از کارهای قسمتی از این هورمونها، تنظیم میزان ترشح اسید معده، همچنین باز و بسته کردن دروازه خروجی معده است.
با زیاد غذا خوردن در سحر و بعد گرسنگی طولانی در روز و سپس غذای زیاد خوردن در افطار این هورمونها را دیوانه کردیم
چه اتفاقی میافتد؟
میزان ترشح اسید معده از کنترل خارج میشود، مخاط دوازدهه حساس میگردد و خروجی معده گاهی محتویات اسیدی را بداخل دوازدهه میریزد که باعث زخم معده، زخم دوازدهه می گردد و استفراغ های شدید آغاز می شود.
هفته اول رمضان، مراجعات به بخش اتفاقات  نسبتاً کم است.
اما در هفته های بعدی استفراغهای جهنده خونی کف و دیوارهای سفید اورژانش را رنگین میکند.


ابتلا به بیماری دیابت برای کسانی که لوزالمعده حساس دارند
یکی از هورمونهایی که ستون فقرات تنظیم متابولیسم است، انسولین میباشد.  انسولین در لوزالمعده ساخته می شود. هنگامی که انسولین به اندازه کافی در بدن تهیه نمی شود یا بافت های بدن به آن دسترسی پاسخ نمی دهند فرد دچار بیماری دیابت می گردد. انسولین میزان قند خون را تنظیم میکند. اگر قند زیاد در دست و بال باشد، انسولین بداخل خون ترشح شده،میزان مصرف قند توسط سلولها را افزایش میدهد. از طرفی دیگر به کبد دستور میدهد که قند را گرفته و بچربی تبدیل سازد. 
برعکس همین مسائل در هنگام گرسنگی پدید میآید.
حالا سی روز، به تواتر چند ساعت، تا خرخره بخوریم و بعد گرسنه بمانیم.
چه بلایی بر سر تنظیم انسولین میآید؟ تنظیم انسولین بدن کاملا به هم  می خورد. 
برخی از لوزالمعده ها بشکلی در ساختن انسولین تنبل هستند (حالا بعلت ژنتیکی یا به سایر دلایل دیگر تا بحال بشکل کجدار مریضی، میزان انسولین بدن را تأمین میکردند اما در برخورد با این فراز و نشیب های ناگهانی در ماه رمضان به ورشکستگی خواهند رسید. این افراد دچار بیماری دیابت می گردند. 
آیا کسی خبر دارد که یک ماه رمضان چند بیمار دیابتی به جامعه هدیه میدهد؟
آیا عوارض نهایی دیابت را میدانید؟ (کوری، از دست دادن کلیه ها، التیام نیافتن زخمها، که حتی گاهی به قطع اندامها میانجامد و…)
آیا میدانید که هزینه یک بیمار دیابتی برای جامعه چقدر است؟

سنگ کیسه صفرا که یکی از وحشتناکترین دردهای جهان است

صفرا ماده ایست که برای هضم غذا از طرف کبد تولید و در کیسه ای به همین نام ذخیره میگردد.
وقتی که یکباره غذای چربی میخوریم، به این کیسه دستوری صادر میشود که محتویات خود را در داخل دوازدهه خالی کند. در مدت زمانی که بدن روزه است و غذایی نمی خوریم، صفرا در درون کیسه میماند و ته نشین شده و تشکیل سنگهای ریز و درشتی را میدهد.
حالا باز تصور کنید که سر افطار، فرد روزه دار غذای چرب و نرمی را بعد از مدت مدیدی گرسنگی شدید می خورد. این سنگها به طرف دوازده راه میافتند و چون اغلب ضخامت این سنگها از مجراها بزرگترند، در وسط آنان گیر میکنند.
آری فرد به بیماری سنگ کیسه صفرا دچار می گردد که درد آن یکی از وحشتناک ترین دردهای جهان است. 
فقط محض امتحان بروید و نگاهی به لیست عمل بخش جراحی عمومی در هفته های پایانی رمضان بیاندازید…

پانکرانیت حاد که سبب مرگ روزه دار می شود
بدن برای هضم پروتئینها از آنزیمهایی بسیار قوی استفاده میبرد. این آنزیمها بشکلی است که در خارج از دوازدهه بی اثرند اما زمانی که با صفرا مخلوط شدند، صفرا چون چاشنی عمل کرده و به آنان قدرت می بخشد. پروتین ها در داخل روده دوازدهه توسط مخلوط آنزیم و صفرا هضم می شود. این مخلوط قدرت حل کنندگی بسیار زیاد دارد و حتی می تواند اعضای بدن انسان را در خود حل کرده و نابود کند. تنها مکانی از بدن که در مقابل این اسید قوی مقاوم است دوازده ه است زیرا دارای روکش مخاطی خاصی است که این اسید قوی بر آن بی اثر است.
عموماً مجرای این آنزیمهای لوزالمعده با صفرا جداگانه بوده اما هنگام نزدیک شدن به دوازدهه بهم ارتباط مییابند. این ورودی که میگویم بسیار ظریف و کوچک است.
حالا تصور بفرمائید که مخاط دوازدهه ملتهب باشد یا اینکه سنگی که از کیسه صفرا براه افتاده و اتفاقاً سر دوراهی ایندو مجرا گیر کند…
این آنزیمی قوی در جایی خارج از دوازدهه به صفرا می رسد. اسید بسیار قوی خطرناک خارج از دوازدهه تشکیل می شود و بدن شروع به هضم کردن خود میکند!! و درنهایت موجب مرگ فرد می شود. 
علیرغم پیشرفت طب هنوز هم شانس مرگ برای پانکراتیت حاد بسیار بالاست.
آیا کسی حق یا بهتر بگویم “جرأت” آمار گیری تعداد پانکراتیتهای حاد ماه رمضان را دارد؟

از کار افتادن و یا نارسایی کلیه ها برای کسانی که کلیه های آنها در شرایط مرزی کار می کند.

میدانیم که بیشتر بدن انسان را آب تشکیل میدهد.
آب حلال و محیط واسط فعالیتهای شیمیایی بدن است.
انتقال مواد به سلول و همچنین بعکس، توسط آب صورت میگیرد.
حال واقعاً مانده ام که فردی که متأسفانه از عنوان مقدس پزشک هم سوءاستفاده میکند، به چه منطق و چه آگاهی پیش زمینه ای، ادعا میکند که روزه یکماهه برای تصفیه بدن مناسب است؟
بدن انسان روزانه به دو و نیم لیتر آب احتیاج دارد.
البته این میزان بدون در نظر گرفتن تب و میزان تعریق (کلاً دفع آب) در نظر گرفته میشود.
متأسفانه بدن آدمی هم بگونه ای نیست که این میزان آب را به یکباره نوشیده و برای تمام روزش ذخیره کند.
دو عضو کوچک و نازنین بنام کلیه هست که علاوه بر دفع برخی از سموم از بدن، میزان آب بدن را هم تنظیم مینماید. یعنی وقتی احساس می کنند آب کمتری در بدن وجود دارد مقدار آب کمتری را ترشح می کنند و وقتی آب زیادتر در دسترس باشد، آب زیادتری ترشح می گردد.
این تنظیمات هم مانند آنچه در باره گوارش گفتم، به یک سیستم دقیق نوروهورمونال (عصبی-غددی) تکیه دارد.
حالا در نظر بگیرید که فردی در وسط تابستان، آنهم در منطقه ای بیابانی از نوشیدن آب خودداری کند. جدا از جریان سحری و افطار که و سپس تشنگی طولانی که باز سیستم نوروهورمونال را بحالت سردرگمی درمیآورد، ساده ترین حالت اینست که کلیه ها میزان کمتری آب ترشح خواهند کرد.
اما کلیه ها تا یک حدی میتوانند با خساست آب از دست رفته بدن را جبران کنند.
بعد از آن چه میشود؟
میزان آب موجود در رگها کاسته میگردد و به حالتی منجر میشود که مجراهای کلیه بسته می شود. و به بدن شوک وارد می شود اگر این شوک درمان نگردد، باعث خطرات شدید جسمی، نهایتاً مرگ میگردد.(مثلاً در وبا، انسانها از کمبود آب و شوک است که تلف میشوند و نه از میکروب.)

هنگامی که فردي، بهردلیلی مایع از دست دهد و دچار شوک شود، اگر این شوک بلافاصله درمان نگردد، سلولهای موجود در مجراهای ظریفی که در درون کلیه ادرار را جمع میکنند، میمیرند. جسد این سلولها بداخل این مجراهای ظریف میریزد و نهایتا باعث بسته شدن آنها میگردد که موجب آسیب رسیدن به کلیه ها و گاه از کار افتادن دائمی آنها می گردد. 

onsdag 20 juni 2012

هزیانهای ابولی تئوریسین اقتصاد الهی

امروز برای اولین بار تصمیم گرفتم چند خطی از سایت ابولی تئوریسین اقتصاد الهی بخوانم. این بنده خدا پیر شده و شروع به هزیان گویی کرده. البته او از همان اول هزیان گو بود مردم نمی فهمیدند و حالا رسانه هایی که با او مصاحبه می کنند و او منبع خبرشان است نمی فهمند.
کسی که به قول خودش دکترای اقتصاد دارد باید بفهمد اقتصاد الهی هزیانی بیش نیست
خودتان بخوانید در ابتدا نوشته خامنه ای می خواست حداد عادل رئیس مجلس شود و لاریجانی رئیس مجلس نشود.  بعد نوشته دو برادر لاریجانی علی و. شیخ صادق مامور مهار احمدی نژاد هستند.
بیچاره بالاترینیها که هروز باید لینکی از این ابولی هزیان گو ببینند.


رویادادها گویا هستند و چون از بیرون به درون گذر کنیم، آنها را گویا تر نیز می یابیم:
 قرار بود حداد عادل رئیس مجلس خامنه ای بشود، اما لاریجانی شد. آنهم با 177 رأی.حداد عادل تنها 89 رأی داشت. پیش از تشکیل مجلس، سردار سراج، بهنگام «بصیرت»بخشیدن به مستمعان خود گفته بود: هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد و ایکس (علی لاریجانی) می خواهند جام زهر سازش با امریکا (بر سر اتم) را به «آقا» (خامنه ای)بنوشانند. از دید او، حداد عادل شایسته ریاست مجلس بود. مجلسی که چون او گفته است «ما مجلس رقابتی نمی خواهیم »، باید مجلس «یکدست» و گوش به فرمان خامنه ای باشد.
اما چرا علی لاریجانی رئیس مجلس شد و حداد عادل نشد؟ زیرا خامنه ای وضعیت را از دست رفته تر از آن یافته است که گمان می برد:
• خامنه ای مشاهده می کند که مصالحه دلخواه او با کشورهای 5+1 حاصل نیست. غرب را مصمم تر از آن می یابد که می پنداشت. میشل روکار، نخست وزیر اسبق فرانسه که به ایران رفته بود، به تازگی، در یک مصاحبه تلویزونی، گفته است مقامات رﮊیم ایران آماده اند بسیاری از توقعات خود را رها کنند. آنگلوساکسونها (امریکا و انگلیس) منافع خود را دارند و از تشدید بحران زیان نمی بینند اما فرانسه و اروپا زیان می بینند. باوجود این، خامنه ای در درون رﮊیم با گرایشی روبرو است که مصالحه اتمی را به زیان خود می بیند. از این رو، او نیازمند رئیس مجلسی است که بتواند در برابر این گرایش و احمدی نژاد و منحرفان بایستد.
• احمدی نژاد با هاشمی رفسنجانی و علی لاریجانی مخالف است و همسو نیست. با آنکه مصالحه را خامنه ای باید بکند، از زمان آشکار شدن نزاع او با خامنه ای (ماجرای عزل مصلحی، وزیر واواک، از سوی احمدی نژاد و نصب او بلافاصله از سوی خامنه ای، نزاع را از پرده بیرون انداخت)، او و دستیارانش «منحرفین» نام گرفته اند و متهم می شوند به این که در پی سازش با امریکا هستند:
◀ پیش از این اطلاع داده ایم که خامنه ای با هاشمی رفسنجانی ارتباط برقرار کرده است و به او در حل مشکل اتم، نقش داده است. حسن روحانی را نیز روانه وین کرده بود. اطلاع جدید حاکی از آنست که دستگاه خامنه ای با هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان ارتباط برقرار کرده است. به اینان گفته است خطر اصلی برای «نظام» منحرفین هستند. به آنها وعده داده است در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده شرکت داده خواهند شد. قرار است مهدی هاشمی، فرزند هاشمی رفسنجانی به ایران بازگردد. محاکمه ای صوری ترتیب داده خواهد شد اما مشکلی برای او ایجاد نخواهد شد. موسوی خوئینی ها نیز گفته است در انتخابات آینده شرکت خواهیم کرد.
• سخنان خامنه ای در مقبره خمینی، وضعیت را بازهم روشن تر کرد: او به آنها که تکبر شیوه کرده اند اخطار کرد که تودهنی خواهند خورد.چون پیش از او، تنی چند از «نمایندگان» مجلس و غیر آنها احمدی نژاد را متکبر خوانده بودند، گفته شد که اشاره خامنه ای به احمدی نژاد بوده است. اما در واقع، خامنه ای او و همکاران و دستیاران او (جریان انحراف) را مورد حمله قرار داده است.
◀ اما احمدی نژاد فغان برآورده است که این چه بودجه ایست که مجلس تصویب کرده است؟ او گفته است هر نماینده، ماهانه، 4.5 میلیون تومان، خرج دفتر دارد. حقوق و مزایا نیز می گیرد. او ایراد گرفته است که بودجه چون گوشت قربانی تقسیم شده است و ملت هم نقش ناظر بی تفاوت را بازی می کند!.
انتخاب هیأت رئیسه مجلس معلوم کرد که هواداران او در مجلس بسیار کم شمار هستند. باوجود این، سخن خامنه ای و انتخاب لاریجانی، گویای ناسازگاری قول و فعل او هستند: او در پیام خود به مجلس خواسته بود با دو قوه دیگر تقابل نکند، همراهی کند. اما انتخاب لاریجانی به این معنی است که دو برادر، یکی علی («رئیس» مجلس) و دیگری شیخ صادق لاریجانی («رئیس» قوه قضائیه)، مأمور مهار کردن احمدی نژاد هستند.
◀ اطلاع از درون رﮊیم که، بنا برآن، بهم ریختگی بیش از حد تصور است، این اعتراض به احمدی نژاد و همکاران و دستیاران او را گویا تر می کند: احمدی نژاد اقتصاد ایران را چنان از پای درآورده است که تحریم چاره ای جز تسلیم باقی نگذارد. اینکه او و «جریان انحراف» متهم می شوند به اینکه مأمور امریکا بوده اند برای این که ایران را از پای درآورند و خامنه ای چاره ای جز سرکشیدن جام زهر نداشته باشد. بنا بر اطلاع از درون رﮊیم، خامنه ای نگران وضعیت اقتصادی کشور از اول ماه ﮊوئیه 2012 ببعد است. چرا که تحریم نفت و بانک مرکزی، از اول ماه ﮊوئیه، عملی می شود. مگر این که، در مسکو، مصالحه ای انجام بگیرد. اما پیشاپیش، احمدی نژاد خاطر نشان می کند که غنی سازی اورانیوم تا 20 درصد حق ایران است و، در مسکو، نیز، توافقی انجام نمی گیرد. در واقع، اگر قرار باشد، توافقی انجام بگیرد، خامنه ای سران رﮊیم را نزد خود جمع خواهد کرد و یا از مجمع تشخیص مصلحت خواهد خواست مصلحت نظام را بسنجد. خامنه ای متقاعد شده است که غرب قصد کوتاه آمدن ندارد و به کمتر از تسلیم رضا نمی دهد.
• از علائم بهم ریختن درون رﮊیم یکی این که این بار، در مقبره خمینی، حسن خمینی سخنرانی کرد اما برضد او شعار داده شد. شعار«مرگ بر ضد ولایت فقیه» داده شد و بلندگوی او قطع شد. احمدی نژاد امکان سخنرانی در مقبره را نیافت. در محلی دیگر سخنرانی کرد و برضد او و مشائی نیز شعار داده شد.
• علامت دوم: ادامه برخوردها در سپاه است. بنا بر اطلاع، تغییر و تبدیلها و حذف کردن کسانی که «باید حذف شوند»، تا پائیز ادامه خواهند یافت.
• علامت سوم: موسوی اردبیلی که در دوره خمینی، «رئیس » قوه قضائیه بود و در تمام دوران کشتار زندانیان، از سال 1360 تا مرگ خمینی، این مقام را می داشت، اینک، با اما و اگر، پوزش می خواهد و یونسی می گوید: امام می خواست بنی صدر در ایران بماند و در دور بعد نامزد ریاست جمهوری بگردد و به کشور خدمت کند. بدیهی است راست نمی گوید. چراکه قدوسی، «دادستان انقلاب»، دستور جلب او را داد و محمدی گیلانی، قصاب اوین، گفت: بنی صدر 7 بار به اعدام محکوم است و به دستور خمینی (بنا بر روایت هاشمی رفسنجانی در عبور از بحران) مجلسی که انتخاباتش تقلبی بود و خمینی تحمیل کرده بود، به عدم کفایت بنی صدر رأی داد. اما او چرا حالا می خواهد بار مسئولیت بسیار سنگین خمینی را در سازش پنهانی با ریگان و بوش (اکتبر سورپرایز) و کودتای خرداد 60، به قصد ادامه جنگ در سود انگلیس و امریکا و اسرائیل، سبک کند، زیرا بر بسیاری از همانندهای یونسی (وزیر واواک در حکومت خاتمی) معلوم است که این رﮊیم ماندگار نیست. تنها زمان رفتن او است که ممکن است پس و پیش شود.
◀ سخنان خامنه ای در مقبره خمینی (در 14 خرداد 91)، درآنچه به بحران اتمی مربوط می شود، در همان حال که مصرف داخلی داشت، خالی بودن چنته او را نیز آشکار می کرد. او گفته است: « آنها براي پوشاندن بحران و مشکلات خود و دور کردن ذهن‌ها، مساله هسته‌ اي ايران را بزرگنمايي مي‌کنند و آن را در صدر مسايل دنيا قرار مي‌دهند و به دروغ، نام سلاح هسته‌ اي را به ميان مي‌آورند درحاليکه واقعيت اينگونه نيست و تلاش آنها نيز به نتيجه نخواهد رسيد.»
اما پیش از این، او در باره دست آوردهای اتمی ایران رجز می خواند. این خود او بود که تا بخواهی «بزرگ نمائی» می کرد. بزرگ نمائی او و دستیارانش بدانحد شد که فیزیک دانان اطلاعیه انتشار دادند و عواقب اغراق گوئی ها را خاطر نشان کردند. این به کنار، در این سخنان، کمتر اشاره ای به گفتگوهای بغداد و مسکو ، در سخنان او، نیست. نه او و نه هیچ مقام دیگری، اطلاعی به مردم کشور نمی دهند که در پیش و پس پرده چه می گذرد. تنها، سلطانیه، نماینده او در آﮊانس بین المللی انرﮊی اتمی، در 6 ﮊوئن 2012، در وین، بشدت به آﮊانس حمله کرده و غرب را متهم کرده است که می خواهد آﮊانس را به دستگاه اطلاعاتی خود بدل کند. در تهران، آمانو گفته بود توافق بعمل آمده است و به زودی توافق نامه امضاء می شود. اما، تا 6 ﮊوئن، خبری از امضای توافق نشد، در عوض، به آﮊانس حمله شد.